![]() |
![]() |
|
| متال در خون من است............. من يك آريايي هستم. |
|
سلام بر شما
سریعا بگم من یادم نبود بگم نوشتن مرگ COUNT یا همون ورگ خودمون اسکل کردن چنتا بچه شهرستانی بود که مطالبه وب منو 2 سال پیش حفظ کرده بودن و نمی دونستن این وب منه. منم با نوشتن مرگ ورگ 1 سالی بود که با دوستان شدیدا اسکلشون کردیم. ورگ ویکرنس داره از زندان بیرون میاد تا آلبوم جدیدشو بده ولی من به شخصه ورگ دهه 90 رو بیشتر قبول دارم و با ATMOSPHERIC اون موقه حاله بیشتری میکردم. بعضیا برام قاطی کردن میگن چرا گفتی ورگ مرده!!!! من وقتی بلک متال گوش میدادم اونا تلویزیون رنگی نداشتن!!!!! ای بابا! خداوند نگه دارتون باشه! |
|
+ نوشته شده در
86/04/12ساعت توسط MAMAD_RAMMSTEIN |
|
|
با سلام خدمت همه دوستان.....
با عرض پوزش فراوان از شما عزيزان كه بسيار گلايه مي كرديد كه چرا مطلب جديد ندادم...... من موقعيت شغلي خاصي دارم كه در حال حاضر بسيار وخيم است و زماني كه وقت كنم حتما برايتان مطلب مينويسم...... بسيار ممنون از نظرات گرمتان خداي يزدان پشت و پناهتان......... |
|
+ نوشته شده در
85/04/18ساعت توسط MAMAD_RAMMSTEIN |
|
|
ADOLF HITLER:THE LAST POST با سلامی دوباره خدمت شما دوستان، آخرین پست پیشوای بزرگ آدولف هیتلر را برایتان می نویسم. البته این پست از فراز و نشیب های مهم وی تشکیل شده است و زیاد حاشیه ندارد. در طول جنگ جهانی دوم بجز ضرر و زیان زیاد چند نکته سودمند هم وجود داشت. رقابت برای ساخت سلاح ها وادوات نظامی و یا تجهیزات پزشکی و خیلی چیزهای دیگر باعث شد که پیشرفت دولت ها ده ها سال زودتر انجام گیرد و یا در سیاست ها تغییراتی پیش آمد که بسیار سودمند بود حتی دولت ها رو به کشور گشایی بیشتر دعوت کرد! بعد از جنگ تبلیغات بسیار زیادی برای مظلوم نشان دادن صهیونیسم و متفقین شد و همه جا دم از فداکاری آنان برای نجات جهان شد که واقعا هم موفق بود. اکثر مردم دنیا فریب همچین حرفهایی را خوردند و نازی ها را جانی میدانند ولی آمریکا و انگلیس و روسیه را که بعد از جنگ بسیار کشتند و آواره کردند را جوری دیگر می نگرند. فیلم ها و کتاب ها و .... بوجود آمدند که همه زیر نظر صهیونسم بود که برایشان تبلیغ کند. همه اینها دارای مطالبی ضد نازی بود و اگر کتاب یا فیلمی ضد صهیونسم و با نشان دادن چهره واقعی نازی ها وارد بازار میشد سریعا مسولان و کشور توزیع کننده را تحریم میکردند. الان نیز این اعمال انجام میشود، آنان که دم از آزادی بیان میکنند خود آزادی بیان را له میکند. جالب اینجاست که اگر کسی فقط بگوید هولوکاست غیر منطقی است به ۳ سال زندان محکوم میشود که خودتان در اخبار امثال آن را می بینید...... این اعمال نشانه چیست؟؟؟؟ باشد به امید آن روز ................ |
|
+ نوشته شده در
85/02/22ساعت توسط MAMAD_RAMMSTEIN |
|
|
آدولف هیتلر: قسمت سوم سلام خدمت همه دوستان، اول باید برای دیرکرد پست جدید عذرخواهی کنم و بدون بحث دیگری شما را به خواندن بقیه مطلب دعوت میکنم.با بالاگرفتن اختلاف میان این دو مرد و شروع فصل سرما ارتش نازی که بدون سوخت وادوات نظامی بود کم کم مورد حمله ارتش سرخ قرار گرفت و ضعیف شد. نبود فرماندهی لایق ازیک سو و از سوی دیگر سرمای شدید شوروی و نبود سوخت کاری به جز عقب نشینی و شکست برای نازی ها نداشت. آنها که با قدرت و سرعت وارد خاک شوروی شده بودند در دامی بزرگ که ناپلئون نیز در آن گرفتار شده بود افتادند. این موقعیت خوبی بود تا دیگر کشورهای متفق به آلمان ضربه بزنند. دیگر ارتش آلمان در شوروی دو تکه شد و روز به روز ضعیف تر میشد که ناراحتی و اضطراب برای سران حذب از جمله خود پیشوا داشت. بدون شک بزرگترین اشتباه هیتلر در زندگیش حمله به شوروی بود. در آفریقا نیز نیروهای انگلیسی با تجهیزات کامل و چند برابر نازیها، جلوی پیشروی رومل را گرفتند و او را در مصر متوقف کردند. از دیگر مشکلات نیرو های آلمان در جنگ وجود بیماری و کک زیاد در آفریقا بود و با نبود وسائل بهداشتی خطر جدی محسوب میشد. سرانجام نوبت به عملیات العلمین شد که در نزدیکی مکانی با همان نام شکل گرفت. نیروهای ضربه دیده و بدون محمات نازی به فرمانده هی ژنرال رومل در این جنگ شکست خوردند واین شکست باعث و بانی خارج شدن آلمان از آفریقا بود. در همین حال نیروهای انگلیسی که از قدرت و فرماندهی بی نظیر رومل حراس داشتند قسط به ترور وی کردند و با دو جنگنده نیروی هوایی خود به ماشین رومل حمله کردند که به وی صدمه جدی وارد شد ولی کشته نشد. مدتی بعد وقتی رومل برای مداوا به آلمان برگشته بود جمعی از سران و افسران خائن وی را برای خیانت به هیتلر دعوت کردند و قول رهبری آلمان بعد از هیتلر را به وی دادند، ولی وی که خائن نبود و از خونریزی در این راه ناخوشایند بود مخالفت کرد. افرادي كه براي انجام اين سوء قصد هم پيمان شده بودند قصد داشتند با قتل هيتلر رژيم نازي را ساقط كرده و يك رژيم ديكتاتوري محافظه كار با احتمال برقراري دوباره حكومت سلطنتي را مستقر كنند.آنها تصميم داشتند با غرب صلح كرده اما به جنگ با اتحاد شوروي ادامه دهند. در ميان آنها افسران عالي رتبه اي از جمله كنت كلاوس فن استوفنبرگ ، رييس ستاد مشترك ارتش هاي داخلي مشاهده مي شدند. وی كنار مارشال رومل در افريقا جنگيده بود و پس از يك جراحت شديد به آلمان بازگشته بود. استوفنبرگ در روز سوءقصد ، كيف حاوي بمب را در نزديكي هيتلر و در زير ميزي مي گذارد كه در اطراف آن هيتلر و ژنرال هايش نقشه ها را بررسي مي كردند. وی سپس به بهانه يك تماس تلفني خارج شده و فورا عازم برلين مي شود تا پس از قتل هيتلر ارتش را به قيام دعوت كند اما پاي يكي از افسران به كيف مي خورد و او كيف را برداشته و آن را در فاصله دورتري قرار مي دهد. هنگام ظهر وقتي انفجار رخ مي دهد ، ميز كنفرانس مانند يك حفاظ مانع از كشته شدن هيتلر شده و او فقط جراحتي سطحي مي بيند. عاملان سوءقصد كه از سرنوشت هيتلر بي اطلاع بودند در به دست گرفتن قدرت ترديد به خرج مي دهند. استوفنبرگ در همان شب 20 ژوييه توسط پلیس مخفی قدرتمند گشتاپو دستگير شده و به قتل مي رسد. آدميرال ويلهلم كاناريس به اردوگاه مرگ فلوسنبورگ اعزام شده و در آنجا به دار آويخته مي شود. این لحظه غم انگیز از دست رفتن ژنرال رومل است. وقتی مذاکره خائنان با رومل فاش میشود گشتابو به رومل گفت که باید خودکشی کند ولی هیتلر که میدید رومل از محبوبیت خاصی میان مردم برخوردار است دستور داد که مرگ او را سکته اعلام کنند. لعنت به هرچی خائن کثیفه.................... متفقین کثیف با دیدن شرایط وخیم آلمان دست به حمله چند جانبه به سواحل نرماندی را کردند. حمله اول متفقین به سواحل نرماندی در سال 1941 که در آن انگلیس و آمریکا شرکت داشتند با شکست مواجه می شود و 90 درصد از نیروهای مهاجم از بین می روند . دنیا در آستانه آزادی قرار دارد ولی شیر پیر(لقب وینستون چرچیل نخست وزیر بریتانیا) باز هم حیله ای سوار کرد.او به همراه فرانکلین روزولت(رئیس جمهور آمریکا) با دادن بیانیه تشکیل سازمان ملل دولت هایی که در جنگ شرکت نداشتند یا در اشغال نیروهای متفقین بودند را دور خود جمع کردند. شرط ورود به سازمان ملل این بود که هر کسی می خواهد به این تشکل بپیوندد باید به دول محور(آلمان - ایتالیا - ژاپن) و مخصوصا آلمان اعلان جنگ بدهد. با این حیله بالاخره در جنگ پیروز شدند. حمله دوم متفقین به نرماندی را نازی ها حدث میزدند و آنها که استادان زیادی در زمینه نظامی داشتند به طوری بسیار ماهرانه در نرماندی برج های بتونی و موانعی سخت کارگذاشتند. گذاشتن توپ و رگبار در مناطق حساس مورد حمله متفقین تا همین الان مورد توجه افسران و ارتش تمام جهان قرار گرفته است. بلاخره در روز ۶ ژوئن ۱۹۴۴ ارتش های آمریکا و انگلیس و فرانسه (نیروهای فرانسوی که به آمریکا و انگلیس گریخته بودند) به نرماندی حمله کردند. این روز(D-DAY) را روز آغاز حمله اصلی به آلمان میدادند چون در این روز بود که آلمان به طور اصلی از شرق و غرب عقب نشینی کرد. شما اگر فیلم نجات سرجوخه رایان را دیده باشید به طور واضح از این جنگ بزرگ آگاهید. وقتی قایق ها و ناوهای متفقین به نرماندی رسیدند نازی ها با دست پر منتظرشان بودند. در همان آغاز حمله بیش نیمی از نیروهای متفقین کشته شدند و این نشانه ای از همان بالا بودن کیفیت پیش بینی های نازی هاست. البته آنان در این جنگ شکست خوردند زیرا متفقین برای پیروزی نیروهای بسیار زیادی وارد سواحل نرماندی کرده بودند اما تلفات بسیار شدیدی دادند. ![]() با فتح نرماندی، حمله از غرب شروع شد و ارتش آلمان هم از راست و هم از چپ با نتفقین میجنگید. کم کم تمام فرانسه از دست آلمان بیرون آمد و پیشروی متفقین بیشتر میشد. آلمان در شرق دیگر خاکی از شوروی نداشت. عقب نشینی ها از شرق تا لهستان و از غرب تا نروژ و هلند و .... رسید. دیگر آلمان نیروی اولیه خود را نداشت. ایتالیا که خاکش مورد حمله قرار گرفت دچار آشوب شد و پارتیزان ها حکومت موسیلینی را سرنگون کردند. او چندی بعد توسط پارتیزان ها اعدام شد. ژاپن نیز در حال دفاع بود و خود بسیاری از مناطق را از دست داده بود. آلمان تنها، همین طور ظعیف میشد تا اینکه متفقین کوه های آلپ را گرفتند ولی در انجا متوقفشان کرد اما در شرق شوروی که بسیار نیرومند شده بود و نیروهایش را بسیار تقویت کرده بود به مرز آلمان رسید و با فتح شهرهایش سرانجام به دروازه های برلین رسید. دیگر کسی مثل اوایل جنگ ترسی از نیروهای آلمان نداشت. آلمان پس از مدتی مقاومت وقتی دید کار تمام است شروع به از بین بردن اطلاعات و مدارکی کرد که بعد از جنگ میتوانست به شدت به ضررش باشد. از جمله محاسبات و مدارک بمب اتم که اگرتا یک سال دیگر ادامه میافت، آلمان قادر به استفاده از آن میشد. آنها مدارک و محاسبات بمب اتم را با زیردریایی دور کردند اما متاسفانه به دست متفقین افتاد و آنها از تلاش و تحقیق سالها متفکران آلمان به راحتی استفاده کردند. بله آلمان پس از فتح کامل برلین توسط ارتش سرخ تسلیم شد و این پایان جنگ بزرگ بود. همه طرف های جنگ به شدت ضربه خورده بودند. در جهان سکوتی ساکن شد ولی هنوز ژاپنی ها تسلیم نشده اند. آمریکای این پست بسیار خلاصه شده بود و هرکس در هر مورد سوالی داره میتونه بیان کنه من جواب میدم. یک پست کامل دیگه درباره شخصیت پیشوا و جزئیات جنگ جهانی دوم دارم که دفعه بعد خواهم نوشت چون واقعا ارزش داره. تا مطلب بعدی فعلان........ |
|
+ نوشته شده در
85/01/22ساعت توسط MAMAD_RAMMSTEIN |
|
|
ADOLF HITLER:A GREAT MAN A LEADER پس از حمله آلمان به لهستان، شوروی که پیمانی مبنی بر عدم تجاوز میان مابین بسته بود به کشورهای شرقی حمله کرد و این آغاز جنگ بزرگی میان هیتلر و استالین بود. پس از شروع جنگ همه کشور های توسعه یافته شروع به ساخت کارخانه های اسلحه و مهمات کردند. اروپا مانند اسلحه خانه شده بود، نازی های پیشرفت کرده با مهندسان و فناوری های حتی بیشتر از آن زمان شروع به ساخت اسلحه ها و ادوات نظامی کردند که بسیار موفق بودند. انگلیس و متحدانش که همیشه موزی بودن خود را نشان داده اند آن زمان با فکر اینکه جنگ میان آلمان و شوروی، شوروی دشمن دیرینه شان را نابود میکند خوشحال شدند اما هیتلر با سیاست ها و مخالفت با آنان به جنگ غرب هم رفت و نروژ، دانمارک، بلژیک، هلند، فرانسه و ..... را تسخیر کرد. جالب اینجاست که فرانسه که در کل جنگ جهانی اول اشغال نشده بود فقط در دو هفته تسلیم شد. این میتواند دلایل زیادی داشته باشد که از آنان میتوان به یکدلی و یکپارچه گی ارتش و فرماندهانی لایق و شایسته مانند ژنرال گوردیال نام برد. انگلیس که منافع خود را در خطر میدید به جنگ آلمان ها رفت، چندی بعد آمریکا به آلمان اعلان جنگ داد. ایتالیا هم که با حکومت دیکتاتوری موسیلینی به فتح کشورهای ایتالیایی پرداخته و وارد جنگ شده بود. ژاپن نیز که از تجاوز های بی پایان متفقین به ستوه آمده بود دست هیتلر و موسیلینی را فشرد و وارد جنگ شد. البته ژاپن با شوروی که چندی پیش در مقابلش به پیروزی شیرینی دست یافته بود پیمانی امضا کرد که به خطوط هم تجاوز نکند و ژاپن دست به اشغال کشورها و جزیزه های شرق آسیا زد و در اقیانوس آرام به جزایر آمریکا حمله کرد. دولت فلک زده ما هم مانند جنگ قبلی اعلام بی طرفی کرد ولی چون شرایطی مانند متحدین داشت در مدت کمی اشغال شد. دولت ایران که مذاکراتی با آلمان که دم از نژاد آریایی (به خدا این پست خلاصه است و باید از شخصیت ها و جنگ های زیادی صحبت کرد) مردم آفریقا که سال ها زیر سلطه انگلستان و متحدانش بودند وی را مانند فرشته نژاد میدانستند و کم و بیش یاریش کردند. خوب با پیشروی متحدین طبیعی است که متفقین نیز در آنجا نیرو پیاده خواهند کرد. آمریکا و انگلیس و فرانسه نیرو های خود را در آفریقا تقویت کردند و آلمان که تقریبا پیشروی را در غرب و آفریقا به اتمام رسانده بود و از سوی دیگر به مرز شوروی رسیده بود در عملیاتی به رهبری شخص پیشوا به نام بارباروسا، با ارتش ویران کننده ورماخت خطوط دفاعی شوروی را شکست
|
|
+ نوشته شده در
84/12/17ساعت توسط MAMAD_RAMMSTEIN |
|
|
ADOLF HITLER:A GREAT MAN A GREAT LEADER با سلام خدمت همه دوستان، اول بگم ID یاهو من که MAMAD_RAMMSTEIN_1 هست رو ADD کنید تا من آپ کردن خودمو بهتون خبر بدم سخته من به همه دوستان پست بزنم که من آپ کردم، یا حداقل هر 10 روز سربزنید و آپ منو بخونید، مطلب امروز درباره مرد بزرگ و رایش سوم آدولف هیتلر است شاید بگید چه ربطی داره هیتلر و موسیقی متال!!!!!! ولی بسیاری از دوستان خواسته بودند مطلبی داشته باشم که بیانگر شخصیت هیتلر باشه من هم بدم نمیاد یادی از وی کنم..... بصورت خیلی مختصر زندگیه وی را پردازش میکنم چون بطور کامل حدود 10 پست کامل رو باید از وبلاگ قبلی خودم بزنم!!!!!
پایان قسمت اول...... منتظر قسمت بعدی باشد.......... |
|
+ نوشته شده در
84/12/07ساعت توسط MAMAD_RAMMSTEIN |
|
|
DEATH سلام بر شما دوستان متالر و عزیزان، اول بگم که بعضی از دوستان عکس آرشیو متال من (تصویری) رو میخواستند که میتونند از این لینک دریافت کنند، البته باید یکم بزرگش کنید نوشته ها معلوم بشن. مطلب بعدی اینکه این جند روز به اسم روزه عشق نام گذاری شده، شما ها به دوست دخترهاتون یا دوست پسراتون هدیه میدید ولی روزگار به من از اول زندگی درد و رنج و افسوس هدیه داده و من منتظر روزی ام که هدیه اصلیش یعنی مرگ رو برم بیاره تا از این سگ دونی راحت شم .مطلب امروز درباره اسطوره ایست که یکی از ارکان اصلی موسیقی متال به حساب می آمد، شخصی که با تشکیل یک گروه نه تنها نامی از خود به جا گذاشت بلکه سبک آن ( که ابتدا اصلا موفق نبود و طرفداری نداشت ) امروزه به نام خود گروهش و حتی یکی از زیر شاخه های اصلی بلک متال جهان است و گروه های بسیار بزرگی سبک او را ادامه دادند و خیلی هم موفق هستند. در کل سبک DEATH امروزه خیلی طرفدار دارد چون حرف آن مرگ، درد و رنج است و این چیزی هست که متالرها میخواهند. Chuck Schuldiner موسس گروه و سبک DEATH بود. پشت چهره آرام او افکاره تیره ای وجود داشت که آنها را در موسیقی پیاده کرد و به گونه ای موفق شد که طرفدارانش آن را بزرگترین مرد موسیقی متال نامیدند. او سخنانی زد که سال ها مردم رو به فکر فرو برد چون واقعا سخنان او سخنانی جاویدان بودند و ریشه ای از افکار تاریک آن مرد از این دنیای ننگ بار بود. حالا به زندگینامه او و چگونگی تشکیل گروه و سبک DEATH میپردازیم. ![]() در سال 1983 جوانی 16 ساله به فکر تشکیل گروهی در موسیقی متال شد. او میخواست گونه ای جدید از این موسیقی ارائه دهد که این کار پشتکار زیادی میخواست که او داشت. او با KAM LEE که نقش خواننده دوم و درامر را داشت آشنا شد و بعد از مدتی با RICK ROZZ که گیتارست بود سه نفره گروهی به اسم Mantas رو تشکیل دادند. در بهار سال 1984 این ترکیب اولین دموی خود را به همراه یک بیسیست موقت ضبط کردند که در تابستان همان سال به نام Death By Metal آماده شد. این دمو در پارکینگ خانه مادر چاک و با ضبط پاناسونیک Rick Rozz بر روی نوار کاست ضبط شد. سپس چاک تصمیم به تغییر نام گروه گرفت و اسم DEATH را روی گروه گذاشت . بعد از دو هفته جستجو نهایتا چاک به همراه اعضای قبلی دومین دموی خود را در پاییز آن به نام Reign Of Terror در فلوریدا ضبط کردند و گروه در 30 دسامبر اولین اجرای زنده خود را در فلوریدا انجام داد که این اجرا توانست کمک شایانی به چاک کند. در بهار سال 1985 و در تاریخ 9 مارس که چاک ۱۸ ساله بود یک دمو متشکل از سه آهنگ به نام Infernal deathِ توسط گروه ضبط شد، و در ماه می هم rick Rozz از گروه جدا شد و چاک به همراه Kam Lee یک دمو تک آهنگی به نام Rigor Mortis ضبط کرد. در تابستان 1985 Scott Carlson برای نواختن بیس و Matt Olivio برای نواختن گیتار از یک گروه دیگر به نام Genocide به گروه اضافه شدند و بعد از آن هم Kam Lee از گروه جدا شد . نهایتا Scott و Matt هم از گروه جدا شدند تا چاک کاملا تنها شود و چاک در جستجوی اعضای جدید برای گروه به سانفرانسیسکو رفت و در آنجا با Erick Brecht که درامر بود آشنا شد. در این زمان دو عضو قبلی گروه یعنی Kam Lee و Rick Rozz گروه قدرتمند Massacre را تاسیس کردند. در ژانویه 1986 چاک به تورنتو کانادا رفت تا به همراه گروه Slaughter آلبوم Fuck Of death را ضبط کند و نهایتا بعد از چند هفته به فلوریدا بازگشت و بلافاصله به سانفرانسیسکو رفت و در آنجا با Chris Reifert ( درامر ) و Steve De Georgio بیسیست گروه Sad Us آشنا شد و این ترکیب دموی بعدی گروه را به نام mutilation ضبط کردند و نهایتا De Georgio از گروه جدا شد. در اوایل سال 1987 اولین آلبوم کامل گروه به نام Scream bloody Gore ضبط شد و ترکیب گروه در این آلبوم Chuck ( خواننده ، بیس ، گیتار ) و Chris Reifert ( درام ) بود . این آلبوم به وسیله شرکت Combat پخش شد . این آلبوم قابلیت آن را پیدا کرد که به عنوان سبکی مجزا و جدید به نام Death Metal که بر گرفته از نام گروه بود طبقه بندی شود. دیگر زمان خودنمایی چاک بود. بعد از پخش این آلبوم Chris گروه را ترک کرد و چاک به فلوریدا باز گشت تا مجددا همکاری خود را با سه عضو قدرتمند گروه Massacre یعنی Rick Rozz ( گیتار ) ، Terry Buttler ( بیس ) و Bill Andrews ( درامز ) شروع کند و آنها اولین تور خود را در فستیوال Metal Fest در شهر میلواکی اجرا کردند. در سال 1988 همین ترکیب دومین آلبوم گروه را به نام Leprosy ضبط کرد که یکی از شاهکار های گروه است . این آلبوم هم به وسیله شرکت Combat پخش شد . گروه در این آلبوم از نظر موسیقی پیشرفت بسیاری کرد . ریف ها سریع تر و غنی تر و تنظیم آهنگ ها چشمگیر تر شده بود و کار درام هم دقیقا همان چیزی بود که همچین آلبومی نیاز داشت . در آهنگ Leprosy چاک به طور زیبایی بیماری جذام را به از بین رفتن مهربانی و محبت در میان مردم تشبیه می کند . در آهنگ Left To Die چاک از بیهودگی و پوچی جنگ و اینکه چگونه از سربازان در جنگ به صورت پیادگان یک بار مصرف شطرنج استفاده می شود می گوید. در آهنگ Pull The Plug هم چاک حقوق بشر و زندگی ماشینی می گوید. در سال 1989گروه در تور اروپا شرکت کرد و بعد از آن هم مشغول کار بر روی آلبوم جدید خود شد . قبل از پخش آلبوم بعدی یعنی Spiritual Healing گیتاریست گروه Rick Rozz از گروه جدا شد و james Murphy به جای او به گروه پیوست و James در کار نوشتن آهنگ ها به چاک کمک کرد و نهایتا این آلبوم هم به وسیله شرکت Combat پخش شد . در این آلبوم غنای کلی کار ماننده همیشه نشانگر قابلیت های ذاتی چاک در نواختن و آهنگ سازی است که ضمن پیشرفت موسیقی از شدت و جنبه دار بودن آن کاسته نمی شود و در کنار آن قدرت بیان و خشم چاک شلداینر در اشعار و موضوعات مورد بحث مثل همیشه عمیق و واقع گراست. مثلا در آهنگ Living Monstrocity چاک در مورد مادران باردار معتادی می گوید که ناقص الخلقه گی را به خاط اعتیادشان به کودکان بی گناهشان می دهند یا در آهنگ Altering The Feauture پرسش هایی اخلاقی در مورد سقط جنین مطرح می کند. این آلبوم را از هر لحاظ می توانیم نقطه عطفی در کار گروه بدانیم و از این زمان به بعد دث با انتشار هر آلبوم سبک دث متال را به سوی حیطه پیشرفت تکنیکی پیش برد و گروههای دیگر را سالهای نوری پشت سر گذاشت . مهارت تکنیکی چاک با هر آلبومی که ضبط می کرد به شکل عجیبی بالا می رفت و حیطه موزیکش را گسترش می داد .
اینم یک شعر که ارزش گفتن داشت.......... |
|
+ نوشته شده در
84/11/26ساعت توسط MAMAD_RAMMSTEIN |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو افراد آنلاين: نفر |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1386 تیر 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 |
|
RSS
|